استخاره

هر آنچه که درباره استخاره باید بدانید

استخاره

هر آنچه که درباره استخاره باید بدانید

54 مطلب با کلمه‌ی کلیدی «استخاره» ثبت شده است

یکی از مواردی که شاید بیشترین اشتراک را بین مردم برای استخاره کردن دارد ازدواج است که حداقل یکی از طرفین را درگیر خود می کند. استخاره برای ازدواج و حدود و شرایط آن نیز بالتبع جزو سوالات رایج از دفاتر مراجع تقلید است که سوال ذیل یکی از همین سوالات است و پاسخ پنج تن از مراجع در این زمینه ارائه می شود:
 

سوال: آیا برای ازدواج می توان استخاره نمود؟ شرایط آن چیست؟ عمل به استخاره در این نوع موارد واجب است؟

 

 

عمل به استخاره در صورت منفی شدن جواب

استخاره کردن از قرآن و در صورت جواب منفی عمل به آن چه مسئله ای پیش می آورد؟ کلا فلسفه استخاره از قرآن چیست؟

استخاره نوعی مشورت با خداوند است بدین معنی که اگر انسان در انجام یا ترک کاری مردد شود ابتدا در اطراف آن و آثار و لوازم و توابعش فکر و اندیشه می کند اگر به نتیجه ای رسید طبق آن عمل می کند وگرنه با افراد کاردان و با تجربه و آگاه در مورد آن مشورت می کند اگر به نتیجه رسید طبق آن عمل می کند در غیر این صورت با خداوند از طریق استخاره مشورت می کند و مطابق آن عمل می کند.
البته عمل به استخاره واجب نیست ولی خوب است بی جهت با آن مخالفت نگردد مگر این که مدت زمانی بگذرد که در این صورت مخالفت با آن پس از پرداخت صدقه ای بی مانع است.

 

استخاره گرفتن بصورت عادت

آیا عادت قرار گرفتن استخاره در تمام امور ریز و درشت باعث سلب اختیار و مسئولیت نمی شود؟ یعنی به هر حال ممکن است روز قیامت گریبان شخص را بگیرند که چرا در فلان انتخاب، (با این که مرتکب حرامی نشدی) فلان کار را نکردی که منافع بیشتری در آن بود؛ و باید از علم و عقل و شواهد مختلف استفاده می کردی نه این که با استخاره خیال خود را راحت کنی...

باید توجه داشت استخاره مربوط به جائی است که انسان نه با علم و عقل خود بتواند راه را تشخیص دهد و نه از طریق مشاوره بطوریکه حیران و سرگردان شود در غیر این موارد استخاره صحیح نیست.

عمل نکردن به استخاره

آیا در صورت انجام استخاره، عمل به آن واجب است؟

عمل به استخاره واجب نیست ولى حتّى الامکان مخالفت نشود مگر این که مدّت قابل ملاحظه اى تأخیر بیندازد و بعد اقدام کند.

 تجدید استخاره

آیا در مورد ازدواج، تجدید استخاره جایز است به چه روش؟

در هیچ مورد تجدید استخاره درست نیست مگر این که مدّت قابل ملاحظه اى بگذرد یا شرایط مورد استخاره تغییر کند.

استخاره و تفأل به قرآن

آیا استخاره وتفأل با استفاده از کلام الله مجید براى خود و دیگران جایز است.

استخاره با قرآن اشکالى ندارد ولى بهتر است از تفأل به قرآن خود دارى شود.

عمل به نتیجه استخاره

آیا پس از انجام استخاره موظف به انجام آن هستیم؟

عمل به نتیجه استخاره وجوب شرعی ندارد.

 تفأل به قرآن هنگام تحویل سال

موقع تحویل سال همسرم قرآن را به نیت چگونگی احوال ما در سال جدید باز کرد و آیه «کل نفس ذائقة الموت» که در وسط صفحه بود به چشمش خورد، بعد خودم چند بار تفأل زدم و هر بار آیاتی با همین مضمون می آمد. از آن روز به بعد به کلی به هم ریخته ام و خیلی نگران همسرم هستم. لطفاً ما را راهنمایی کنید.

فال گرفتن با قرآن اعتباری ندارد و حتی در بعضی موارد اشکال شرعی دارد؛ تنها می توان با قرآن استخاره کرد. در فرض سوال، صدقه ای بپردازید و نگران نباشید.

استخاره اینترنتی

ببخشید این استخاره های اینترنتی که موجوده درسته؟

استخاره های اینترنتی خالی از اشکالی نیست مگر اینکه طوری برنامه ریزی شود که یک فرد حقیقی به آن پاسخ دهد.

چون استخاره جزو موارد مادی و به اصطلاح علمی نیست با واکنش کسانی که در این باره اطلاع لازم را ندارند مواجه می شود و معمولاً تمام کسانی که با سنّت استخاره مخالفت می‌کنند و یا اعتقاد چندانی به آن ندارند، چند شبهه اساسی مطرح می‌کنند که این مطلب به شما در پاسخ دادن به این شبهات کمک می کند.

 

اگرچه استخاره کردن شرط خاصی خاصی ندارد و در بیشتر اموری که مترتب می شود استخاره کردن جایز است و مختص شرایط خاصی نیست اما محدودیت هایی در موراردی که می توان برای آنها استخاره نمود وجود دارد که بشرح ذیل ارائه می شود. البته این محدودیت ها محدود شرعی نیستند اما برای حفظ کارکرد مناسب استخاره دانستن آنها لازم است. 

 

هر چند که در احادیث موجود در خصوص استخاره از ناحیه معصومین علیهم السلام به حکمت استخاره تصریحی نشده است؛ ولی با مطالعه و ملاحظه احوال کلّی این دسته از روایات و تأمّل در سیاق آنها چنین به دست می‌آید که حکمتهای مهمی در تشریع این سنّت حسنه دخالت دارند و ما در این بخش به تبیین موارد مهمّ آنها می‌پردازیم:

 

1. تقویت روحیه حضور و ارتباط قلبی با خالق هستی

شکّی نیست که مسأله حضور و تقویت آن در وجود انسان، یکی از مباحث مهمّ‌ سلوکی و عرفانی است که در روایات زیادی به آن توصیه شده است. به این معنا که شخص مؤمن سالک، بایستی تا می‌تواند یاد پروردگار خود را در اعماق دل جای دهد و همیشه خود را در محضر پروردگار ببیند و در واقع، به این باور و یقین برسد که تمام عالم محضر اوست و هیچ امر کوچکی از سیطره حکومت و تسلّط پروردگار خارج نیست و هر چه هست از اوست و اوست که مالک حقیقی آسمانها و زمین و هر آنچه در آنهاست می‌باشد.
با تأمّلی کوتاه در مقوله استخاره، برای مخاطب روشن خواهد شد که تمسّک به سنّت حسنه استخاره، در تقویت و بارور نمودن روحیه حضور و تضعیف روح غفلت از قدرت لا یزال الهی در اعماق جان استخاره‌کننده تأثیر به سزایی دارد.

 

2. بهره‌گیری از ادعیه

بسیاری از روشهایی که برای استخاره‌ ذکر گردیده، توأم با ذکرها و توسّلات پرمغز و پرمحتوایی هستند که اگر استخاره‌کننده متوجه معانی آنها گردد، بهره‌ معرفتی و ارتباطی ویژه‌ای در این زمینه خواهد برد

.

3. تقویت روحیه توکّل،‌ تفویض و ایمان

وقتی استخاره‌گر در جهت انجام امر مهمی (البته با رعایت شرایط و اصول آن) به سمت استخاره رو می‌آورد، پر واضح است که او در پی یک جوشش باطنی و ایمان قلبی به حکمت و قدرت لا یزال الهی،‌ خود را در برابر اراده و مشیّت پروردگار متعال عاجز می‌بیند و متواضعانه سر تسلیم فرود می‌آورد و با تمسّک به یکی از راه‌های استخاره،‌ از مصلحت و خیرخواهی حضرت متعال در خصوص تصمیم خود بهره‌مند می‌گردد و سپس در مقابل جواب استخاره تسلیم می‌شود و در نهایت، عاقبت امر خود را به خداوند تفویض می‌نماید و به او توکّل می‌کند، هر چند که او از تلاش و کوشش خود نیز دست برنمی‌دارد؛ ولی با توکّلی بیش‌تر و ارتباطی تنگاتنگ‌تر با خالق خود،‌ توأم با روحیّه رضا،‌ در مسیر تصمیم خود گام برمی‌دارد.

 

4. تضعیف استبداد رأی

گاهی اوقات انسانها به خاطر ضعف قدرت در مهار نفس و کمبود روحیه ایمان ـ حدّاقل در برخی از کارها ـ فریب نفس و شیطان را خورده و از استبداد رأی خاصّی برخوردار می‌شوند و فکر می‌کنند تنها آنچه آنها می‌گویند درست است و هر کس که با اندیشه آنها مخالفت کند، ناحق است و هیچ احتمال خطا و اشتباهی به خود راه نمی‌دهند و لجوجانه از تصمیم خود دفاع می‌کنند، بدون آنکه در مورد مخالفان خود یا سخن آنها اندک تأمّلی روا دارند.
یکی از راه‌هایی که در چنین مواقعی می‌تواند مؤمن را از استبداد رأی پایین بیاورد، تمسّک به این سنّت حسنه است. در چنین مواقعی مؤمن پس از تفکّر و تأمّل زیاد و شنیدن سخنان مخالفان، اگر نتواند از نظریّه خود دفاع منطقی لازم را بنماید و یا دلایل کافی برای ردّ مخالفان خود ارائه دهد، دست به استخاره می‌زند و با شنیدن جواب حکمت‌آمیز حاصل از استخاره، نفس خود را آرام می‌سازد و متواضعانه حقیقت را می‌پذیرد.
مرحوم علامه مجلسی در کتاب شریف «بحار الانوار» پس از نقل بسیاری از روایات مربوط به استخاره، در راستای این چند حکمت که تا اینجا ذکر شد، چنین می‌فرماید: استخاره این است که انسان در رأی خود مستبد نباشد و تنها به رأی و اندیشه خود تکیه نکند؛ بلکه به خداوند متعال توسّل نموده،‌ در تمام امور خود به او توکّل کند و به جهل و نادانی خود نسبت به مصالح خود اقرار نماید و تمام این امور را به خداوند تفویض کند و از او بخواهد تا هر چه که خیر و صلاح دنیا و آخرتش در آن است برای او پیش آورد، همان‌گونه که عبد نادان و عاجز با مولای عالم و قادر خودش این کار را می‌کند. پس عمل خویش را با یکی از روشهایی که در استخاره گذشت، چه با نماز و چه بدون آن؛ بلکه تا آنجا که ممکن است با دعا و نیایش توأم سازد و سپس کاری را که می‌خواهد، انجام دهد و به هر چه که در ازای کارش از منفعت و ضرر به او می‌رسد، راضی گردد

.

5. قاعده لطف و هدایت پروردگار

یکی از مهم‌ترین حکمتهای این سنّت حسنه «قاعده لطف» پروردگار است که مطابق آن،‌ بندگان مؤمن خود را به سمت خیر و صلاح رهنمون می‌شود.
هر چند عنصر عقل در انسان از جایگاه بسیار ویژه‌ای برخوردار می‌باشد، و در واقع وجه تمایز انسان با سایر مخلوقات الهی به حساب آمده است؛ ولی هر انسانی در برخی از موارد، در مقام انجام فعلی و یا ترک آن، و یا در انتخاب یکی از دو عمل معیّن، آن چنان در مقام تردید و شک دست و پا می‌زند که عقل نمی‌تواند او را از این تردید بیرون بیاورد. در اینجاست که شریعت مقدّسه اسلامی، سنّتی به نام استخاره پایه‌ریزی نموده است تا بنده مؤمن با تمسّک به آن، از این تردید بیرون آمده و لطف و فضل الهی به یاری او برسد و او را به سمت تصمیمی که خیر و صلاح دنیوی و آخرتی دارد،‌ رهنمون سازد و از تصمیماتی که به صلاح او نیست، مصون بماند؛ چرا که خداوند متعال به خیر و صلاح بندگان خود از هر کسی داناتر بوده، خیرخواهی آن مُنصح یکتا برای بندگان خود ثابت شده است.

 

6. آرامش قلبی مؤمن

پر واضح است در شرایطی که برای مؤمن حالت تردید و دودلی روی می‌دهد، یکی از اموری که ضمن رهنمون کردن او به سمت خیر و صلاح،‌ او را از عالم تردید و اضطراب بیرون می‌آورد و آرامشی خاص به ذهن و قلب او می‌بخشد، و او را نسبت به آنچه که تقدیر الهی است راضی می‌گرداند، سنّت استخاره است.

 

 

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرمود: نخست یک مرتبه سوره «حمد» را مى خوانى و آنگاه سه بار سوره «توحید» را و آنگاه پانزده مرتبه صلوات مى فرستى، سپس مى گویى:
 

اَللّهُمَّ إِنّى أسْئَلُکَ بِحَقِّ الْحُسَینِ وَجَدِّهِ وَأَبیه، وَ أُمِّهِ وَ أَخیهِ، وَ الاَْئِمَّةِ مِنْ
خدایا از تو مى خواهم، به حقّ حسین و جدّش و پدر و مادر و برادر و امامان از
ذُرِّیَّتِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ أنْ تَجْعَلَ لِىَ الْخِیَرَةَ فی
نسلش این که بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و خیرم را در این تسبیح
هذِهِ السَّبْحَةِ، وَ أَنْ تُرِیَنی ما هُوَ الاَْصْلَحُ لی فی الدِّینِ وَالدُّنْیا، اَللّهُمَّ إنْ
قرار دهى و آنچه را که صلاح دین و دنیایم است به من نشان دهى. خدایا اگر
کانَ الاَْصْلَحُ فی دینى وَدُنْیایَ، وَ عاجِلِ اَمْری وَ آجِلِهِ، فِعْلَ ما اَنَا عازِمٌ
مصلحت دین و دنیا و امروز و فردایم در انجام کارى است که قصد آن را دارم،
عَلَیْهِ، فَأْمُرْنی، وَإلاّ فَانْهَنی، إنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.
پس مرا بدان فرمان ده! وگرنه مرا از آن نهى کن; چرا که تو بر انجام هر کارى توانایى.
پس از آن، قسمتى از تسبیح را مى گیرى و آن را مى شمارى و با عدد اوّل مى گویى «سُبْحانَ اللهِ» و با عدد دوم مى گویى «أَلْحَمْدُلِلّهِ» و با عدد سوم مى گویى «لا إِلهَ اِلاَّ اللّهُ» و به همین ترتیب پیش مى روى; در پایان اگر دانه آخر شمارش، سُبحان الله بود، مخیّر میان فعل و ترک هستى و اگر أَلْحَمْدُللهِِ بود، نشانه امر است و آن را انجام مى دهى و اگر لا إِلهَ اِلاَّ اللّهُ بود، نهى است و آن را ترک مى کنى.
 
بحارالانوار، جلد 88، صفحه 250، حدیث 5.

 

مرحوم «سیّد بن طاووس» در کتاب «فتح الأبواب» نقل کرده است که براى استخاره، قرآن را برمى دارى و نخست این دعا را مى خوانى:
 
اَللّهُمَّ إِنْ کانَ فِی قَضائِکَ وَقَدَرِکَ، أَنْ تَمُنَّ عَلى اُمَّةِ نَبِیِّکَ، بِظُهُورِ وَلیِّکَ
خدایا اگر قضا و قَدَرت این است که با ظهور ولیّت و فرزند پیامبرت بر امّت رسول خدا
وَابْنِ بِنْتِ نَبِیِّکَ، فَعَجِّلْ ذلِکَ وَسَهِّلْهُ وَیَسِّرْهُ وَکَمِّلْهُ، و اَخْرِجْ لِی آیَةً
منّت گذارى، پس در ظهورش تعجیل و راهش را سهل و آسان قرار ده و براى من آیه اى بیرون آور
اَسْتَدِلُّ بِها عَلى أَمر فَأَئْتَمِرَ، أوْ نَهْـى فَأَنْتَهی فِی عافِیَـة.
که یا در آن امرى باشد که انجامش دهم و یا نهى باشد که ترکش کنم به عافیت و تندرستى.

سپس حاجت و مشکل خود را عنوان مى کنى و آنگاه قرآن را مى گشایى، پس از آن هفت ورق مى زنى، در ورق هفتم، صفحه سمت چپ، هفت سطر را بشمار و در سطر هفتم مطلب خویش را از آن آیه، دریاب.

فتح الابواب، صفحه 278

و آن به چندین طریق منقول است:

 

اول:

آن است که سید (رضى اللّه عنه) در فتح الابواب و ابن تلّعکبرى (رحمه اللّه) در مجموع الدعوات روایت کرده اند از احمد بن محمد بن یحیى که گفت: بعضى از دوستان ما اراده کرد که از براى تجارت بیرون رود، پس گفت: بیرون نمى روم تا بروم به خدمت حضرت امام جعفر صادق (صلوات اللّه علیه) و بر او سلام کنم و در کار خود مشورت کنم و استدعاى دعا از آن حضرت بکنم.

پس به خدمت آن جناب رفت و عرض کرد که من اراده دارم که براى تجارت بیرون بروم و سوگند یاد کرده ام که بیرون نروم تا به خدمت شما برسم و با شما مشورت کنم و طلب دعا از خدمت شما بکنم.

حضرت براى او دعا کردند و فرمودند: که بر تو باد به راست گویى، و عیب متاع خود را در تجارت پنهان مکن، و کسى را که امیدوار احسان خود کرده باشى مغبون مگردان که آن در بدى مانند سود گرفتن است، و از براى مردم مپسند مگر چیزى را که براى خود مىپسندى، و حق بده و حق بگیر، و مترس و اندوهناک مباش از کمّى روزى، به درستى که تاجر راست گو با ملائکة نیکوکار گرامى نزد پروردگار در قیامت محشور مىشود، و اجتناب کن از سوگند یاد کردن در خرید و فروش، زیرا که سوگند دروغ صاحبش را از حق خود نگیرد و حق مردم را تمام بدهد.

 

 

در روایت است که مردی تصمیم داشت به سفر تجارت برود. خدمت امام صادق(ع) رسید و درخواست استخاره‏ ای داد. استخاره‏ اش بد آمد، آن را نادیده گرفت و به سفر رفت؛ اتفاقا به اوخوش گذشت و سود فراوانی هم برد اما از آن استخاره در تعجب بود.پس از مسافرت خدمت امام (ع)رسید و عرض کرد:

یابن رسول الله! یادتان هست چندی قبل خدمتتان رسیدیم، برایم استخاره کردید و بدآمد، استخاره‏ ام برای سفر تجارت بود، به سفر رفتم، سود فراوانی بردم و به من خوش گذشت!

امام صادق(ع) تبسمی کرد و به او فرمود: در سفری که رفتی یادت هست در فلان منزل خسته بودی، نماز مغرب و عشایت را خواندی.شام خوردی و خوابیدی و زمانی بیدار شدی که آفتاب طلوع کرده ونماز صبح تو قضا شده بود؟

عرض کرد: آری، ای فرزند رسول خدا(ص).

حضرت فرمود: اگر خداوند،دنیا و آن‏چه را در دنیا است به توداده بود، جبران آن خسارت (قضاشدن نماز صبح) نمی‏شد.

 

 

 

 

آقای امامی کاشانی طی نامه‌ای به تاریخ 14/12/67 به محضر امام خمینی(س)، نظر ایشان را درباره چند استخاره که برای تغییر رشته تحصیلی فرزندشان از پزشکی به تحصیل در حوزه علمیه قم گرفته‌اند، جویا شده است. امام خمینی(س) در پاسخ چنین مرقوم فرموده‌اند:

 

بسمه تعالی

 

فرزند خود را آزاد گذارید تا هر راهی که می‌خواهد انتخاب کند. شما و مادرش هم دعا کنید تا در آن راه موفق گردد.

 

روح‌الله الموسوی الخمینی

 

صحیفه امام، جلد 21